نبود - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 16:00
نبود. کلاس سوم ابتدایی که بودم، معلممون خانم سلامی بود. خانم پروین سلامی. اولین کسی که حس بودن رو در من زنده کرد. که تشویقم کرد. که باهاش حس کردم متفاوتم. که مستعدم. یادمه یه عطری میزد که خیلی عطرش رو دوست داشتم. انقدر زیاد که موهای ریزی که از چونه اش رشد کرده بودن رو اونقدر جدی نمی گرفتم. عطرش مهرب...
فش - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 16:00
فش فش دلم برای ده سالگی ام تنگ شده. دلم برای روز هایی که خسته و کوفته به زور و بلا خودم را از پله ها میکشیدم بالا و کنار بخاری با همان لباس های مدرسه ولو میشدم تنگ شده. دلم برای آن به خواب رفتن ها تنگ شده. دلم برای آن بخاری خاکستری که درجه اش را زیاد میکردم و فش فش کنان کل خانه را گرم میکرد تنگ شده....
پیچیدگی - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 16:00
این روزا دارم کتاب "پیچیدگی" از ملانی میچل رو میخونم و چند تا نکته به نظرم میاد که اینجا بنویسم:اولا که در هر سطر کتاب فقط به خودم میگم:تو رو چه به کتاب های علمی سنگین خوندن؟ تو برو کتاب های خودیاری و سلف هلپ ات رو بخون! :)) ولی خب بازم با همین صدای ذهنی ادامه میدم. یادمه توی کتاب عادت های اتمی از ج...
لش - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 16:00
لش. تخم مرغ نمی خوام. غذای بیرونم پول خون باباشونو میگیرن. چاق کننده هم هستن. الانم یه ویدیو دیدم تو اینستا میگفت بزنید از خونه بیرون و با آدم های به‌روز ارتباط بگیرید و آدم های هم انرژی خودتون رو پیدا کنید که اصلا نمی دونم به کدوم بیرون بزنم و از کجا آغاز کنم. همه ی کارهای چک لیست روزانه ام رو هم ا...
فیت - تاریخ: 1402/12/16 ساعت: 13:27
نیاز من چیه؟ضرورت در زندگی من چیه؟اینا سوال هاییه که باید هر از چند گاه از خودمون بپرسیم. کمک میکنه بیشتر خودمون باشیم و زندگی ای روداشته باشیم که به تن دیگران و مطابق با نظرات اونها دوخته نشده، بلکه فیت تن خودمونه :)Adblock test (Why?)
زندگی وحشی - تاریخ: 1402/11/15 ساعت: 16:46
دوستم داره جدا میشه. بعد از حدود سه سال ازدواج عاشقانه. به این فکر کردم که زندگی از یه جایی به بعد وحشی و غیر قابل پیش بینی میشه. به قول محمدرضا شعبانعلی باید ارگانیک زندگی کرد. اصلا نمیشه زندگی رو خط کشی کرد. امروز خیلی بی مقدمه با این بیت مواجه شدم: عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی، عشق داند که در ا...
چهار و ده - تاریخ: 1402/7/29 ساعت: 21:52
خب اینم از امروز. بعد از تقریبا ۳۵ ساعت زمان صرف کردن، امروز بالاخره احساس پیشبردن کار بهم دست داد. تقریبا دو هفته است دارم پیوستگی رو ادامه میدم و امروز به چهار ساعت رسیدم! کمه. خیلی کمه و اندکی روم نمیشه اصلا به کسی بگم من سقفم ۴ ساعته ولی هست دیگه! بعد از یک سال مرخصی و استراحت باید کم کم شروع می...
Studying explained - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 22:53
این درس از متمم رو امروز خوندم و کلی حال داد. بالاخره نشستم و برای وضعیت بغرنج تحصیلی ام یه فکرایی کردم و از نتیجه راضی ام. موضوع درباره ی ریشه یابی مشکل هست که با نمودار تیغ ماهی برای خودمون توضیح میدیم. پیشنهاد اکید دارم که سلسله درس های حل مساله و تصمیم گیری خونده شن.این نمودار منه و خیلی ذهنم رو...
جنگل نروژی - تاریخ: 1402/6/14 ساعت: 12:41
جنگل نروژی جان! نمی دانم از کجا باید شروع کنم. تو برایم از ابتدا کتاب خاصی بودی. وقتی که بسته بندی اداره پست را با چاقو بریدم و تو نمایان شدی و تو را در دست گرفتم، حس کردم شی ای ظریف و شکننده را در دست گرفته ام. تو را در قفسه جا دادم و همانجا ماندی و ماندی و من روز های پریشانی ام را میگذراندم اما هر...
همینطوری :)) - تاریخ: 1402/5/18 ساعت: 13:08
بعد از ظهر، از اثر سه گانه ی فیه ما فیه، ویگن و گفت و گو با دوستم پریسا احساس خوبی به من دست داد و مهر زندگی بعد از مدت ها در کار نشستن بر دلم بود که با بابا رفتیم خانه ی مادر بزرگم و خب! نمی دانم چرا با ورود به خانه مهر زندگی ناگهان منصرف شد. همین طور که در کار نشستن بود، نیم خیز شد، برخاست و سپس ز...
درباره رفتن - تاریخ: 1402/5/18 ساعت: 13:08
از صبح، صد و پنجاه صفحه فیه ما فیه خوانده ام با توضیح آقای کریم زمانی. دلم پر از غم شده است. غم برای خودم. احساس میکنم مرگم نزدیک است. احساس میکنم در جوانی خواهم مرد. همین امروز یا فردا. افتاده ام در رودی که نمی توان جلو جریان اش را گرفت. مثل پنج شش سال قبل که صبح برای نماز از خواب بیدار شده بودم. ا...
سایکوپات - تاریخ: 1402/5/9 ساعت: 15:53
مود: دشمن پیدا کردم :) حس عجیبیه. حس دشمنی وقتیه که نمی تونی طرفو ایگنور کنی. نمی تونی از فکرش دربیای. روی دیگر سکه ی علاقه ی شدید، دشمنیه. دشمنت شدم آخرش. شادم. آرامم. آشوبم. متعجبم. چقدر قضیه الکی بزرگ شد ولی آخرش باحال تموم شد. دلم خنکه. کوچیکی دنیا دلمو خنک کرد. ولی بیشتر از همه متعجبم. چرا انقد...
اجتماعی شدن - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 21:00
میگن تحت فشار قرار بگیر الماس شو حکایت منه. از بس تحت فشارم تازگیا با هرکی میخوام حرف بزنم فقط در گاله رو باز میکنم مثل پیرزنا هرچی تو ذهنم میگذره به دهنمم میاد. امروز نه تنها با کسی که بیست و پنج سال ازم بزرگ تر بود وارد مکالمه ی ادامه دار شدم بلکه به خودم اومدم و دیدم دارم ماجرای طلاق داییم رو هم ...
سینا و سلینجر - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 10:23
بعد از خوندن هر داستان از سلینجر، این تیکه از سینا حجازی گویای وضعیتمه: این چه حسیه اومده؟ ای خدا، حالم بده! یه نفر دلمو برد... :))
نسرین - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 10:23
میگه: بعد از ۶ سال تو هنوز بهش فکر میکنی؟میگم: آره دیگهمیگه: خوش به حالش که تو دوسش داری:))+ میدونستم یه نصفه نیمچه کاریزمایی دارم ولی نه تا این حد. Adblock test (Why?)
رهاش نکن بره رفیق - تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 20:14
من به او گفتم دوستش دارم. قبل تر، این جمله را به مامان گفته بودم. و کوکو. و چندباری هم به بابا. به هیچ کس دیگر نگفته بودم من تورا دوست دارم. اولش نمی دانستم چطور بگویم. با چه جمله بندی ای. اما غریزه! غریزه ام به کمکم آمد و خیلی ساده، مثل طرز لباس پوشیدن، صحبت کردن و زندگی کردنش بدون هیچ پیچیدگی خاصی...
پرحرفی های نیمه شب - تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 17:57
دلم میخواد یک چیزی مثل متمم اما در حوزه ی نوروساینس بزنم :) به نظرم خیلی مفیده و خیلی میتونه کمک کننده باشه. درک عمیق تری از یادگیری، ارتباط، انگیزش و ... بهم داده. البته چارتا کتاب اونم تو طاقچه خوندم :| اما در خودم یه جورایی این انرژی رو میبینم که عمیق تر بخونمش. منی که تا حالا "غرقگی" رو فقط با ر...
دوش به دوش فروید یا چی - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 15:22
در این روند کتابخونی ای که راه انداختم خیلی وقتا ذهنم پرت میشه و با متن قلاب نمیشه اما خب خیلی وقتا هم واقعا غرقش میشم. تا امروز که بعد از پایداری کردن های زیاد تو کتاب "ذهنی که خود را تغییر میدهد" که یه کتاب همه فهم درباره ی پلاستیسیتی مغزه، بالاخره نقطه ی کور زندگیمو پیدا کردم و خودمو روانکاوی کرد...
مرکز کنترل درونی یا ناخوددوستی؟ - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 15:22
سه سال پیش تو علوم پایه که بودم توی یک اپلیکیشنی داشتم سوال و جوابای بچه های کنکوری رو میخوندم. اپ اش اینطوری بود که دانش آموزا سوال میکردن، رتبه های خوب کنکور و مشاورا جواب میدادن. توی یکی از پاسخ ها یک رتبه ی برتر که مشاور خودمم بود جواب داده بود که برای اینکه صبح از خواب پاشید و پر انرژی برید سر ...
گربه ها - تاریخ: 1401/11/16 ساعت: 11:54
ولی حساب نیست که تهران گربه های متنوع تری داشته باشه. رنگای محتلف و طرح های متفاوت تو گربه هاش پیدا میشه ولی گربه های اینجا همشون ازین خاکستری با رگه های سیاهان :[ Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

i just want to hold you for just long enough | تاملات روحية | تاملات يومية | تاملات ابونا داود لمعى بالموسيقى mp3 | تاملات ابونا داود لمعي | تاملات البابا | تاملات روحية مكتوبة | تاملات ابونا داود لمعى موسيقى | تاملات عن العذراء مريم | تاملات في الكتاب المقدس